تبليغاتX
دختر تنهای همیشه پائیزی

دختر تنهای همیشه پائیزی

عاشقم ... عاشق عشق ... عاشق هر چه که نام توست بر آن

واسه اينكه از تو دورم                به تو مديونم

واسه كشتن غرورم                    به تو مديونم

تو كه حرمتو شكستي                پاي عهدت ننشستي

گرچه بازم تو نيازم ، لحظه هام ، بد ميبازم    

                                           به تو مديونم

واسه اين چشماي خيسم             به تو مديونم

اينكه از غم مينويسم                  به تو مديونم

اينكه بي جونم و سردم               اينكه بي روحم و زردم

پي آرامشي كه بردي و من پٍيٍش ميگردم

    به تو مديونم

                  به تو مديونم

                                 به تو مديونم

به تو مديونم غرورمو شكستي عين شيشه

به تو مديونم كه كشتي دلمو واسه هميشه

به تو مديونم منو دادي به باد بي بهانه

به تو مديونم واسه بغض عميق اين ترانه

به تو مديونم شكستي حرمت شب و من و ماه

به تو مديونم كم آوردي و رفتي اول راه

به تو مديونم عزيزم واسه اين حال مريضم

اگه مثل برج سنگي جلوي چشمات مي ريزم

    به تو مديونم

                  به تو مديونم

                                 به تو مديونم

به تو مديونم و دينمو ادا ميكنم  حتماً

نشونت ميدم چه رنجي داره هر چي كردي با من

واسه اينكه تو خجالت محبتات نمونم

جونمم ميدم و ميبيني پاي حرفمم ميمونم

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت7:37 بعد از ظهرتوسط مهرنوش | |

تو رو تو گريه ميبوسم                      تو رو كه غرق لبخندي

رو اين حالي كه من دارم                   چرا چشماتو ميبندي ؟؟؟؟

بزار اين آخرين بوسه تمام باورت باشم

                                      بزار فردا تو اين خونه تو آغوش تو پيدا شم

نميدوني كنار تو چه حالي داره بيداري

                                     بزار  باور كنم امشب تو هم حال منو داري

نميدوني چه آشوبم از اين آرامش خونه

                                     از اين رؤياي شيريني كه ميدونم نميمونه

چقدر اين حس من خوبه

                      همين كه از تو مي ميرم

                                           همين كه هر نفس امشب

                                                                   هوامو از تو مي گيرم

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت11:15 بعد از ظهرتوسط مهرنوش | |

ميخوام برم به مشهد و به كفتراش دونه بدم

 

 

فردا عازم مشهدم اگه خدا بخواد

به اميد رسيدنتون به هر چي كه دلتون ميخواد

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت10:52 بعد از ظهرتوسط مهرنوش | |

يا تو زيباتر شدي يا چشام بارونيه !!!

اين قفس بازه ولي قلب من زندونيه

من پشيمون ميكنم جاده رو از رفتنت

تو نباشي ميپره عطرت هم از پيرهنت

ميخوام آروم شم تو نميذاري

هر دو بي رحمن عشق و بيزاري

همه دنيامو زير و رو كردم

تو رو شايد دير آرزو كردم

قدماي آخرو آهسته تر بردار

واسه من كابوسه فكر آخرين ديدار

بغض اين آهنگ ما رو تا كجاها برد ؟

شايدم تقديرمو امشب به رحم آورد !

به تلافي اون همه تلخيم گله هاتم طعم عسل شد

غم معصومانة چشمات به تبسم تازه بدل شد

ميشه با من هزار و يك سال به بهانة قصه بموني ؟؟؟

همه مرثيه هاي سكوتم به نهال تو باغ غزل شد

نفس كشيدن ، دل سپردن ، مثل دريا ماه من

از تو خوندن ، با تو موندن ، مقصد من ، راه من

همينه رؤيام ، آرزوهام ، سرگذشت آه من

نرفته برگرد ، كه با تو شايد خدا گذشت از گناه من

تو مثل بارون غمو آسون ميبري از ياد من

با تو خوبن ، بي غروبن خاطرات شاد من

زار و خسته ، دل شكسته ، بي نوا فرهاد من !

مرغ آمين ، كي به شيرين ميرسه فرياد من ؟

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت8:3 بعد از ظهرتوسط مهرنوش | |

باز که تو خیس گریه ای سهم چشاتُ کم داری

ابری و تا آخرشم گریه کنی کم میاری  ؟

کی حرفاتُ گوش می کنه  وقتی همه رهگذرن

کی عاشقه وقتی همه از دل تو بی خبرن

دلت که بارونی بشه کنار گلدون می شینی

ابرا که دلتنگی کنن عکسشُ از دور می بینی

بهم بگو ازین همه دربدری سهم تو کو ؟

غیر یه حس نیمه جون تو قاب عکس روبرو

سهم چشات یه خاطره س تو غربت چار دیواری

گریه حریفت نمی شه وقتی به یادش میاری

+نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت4:46 بعد از ظهرتوسط مهرنوش | |

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی  بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
 
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
 
یادم باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست
 
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر

 و جواب دورنگی را با کمتر ازصداقت ندهم
 
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم
 
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم  و از آسمان درسِ پـاک زیستن
 یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
 
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... 
نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان
 
یادم باشد زندگی را دوست دارم
 
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی‌زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
 
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازَش عشق می بارد به اسرارعشق پی بُرد و زنده شد
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
 
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می‌شود
 
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
 
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
 
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
 
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
 
یادم باشد زمان بهترین استاد است
 
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
 
یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
 
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
 
یادم باشد قلب کسی را نشکنم  
 
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
 
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
  
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
 
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
 
یادم باشد که آدمها همه ارزشمندند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت1:1 قبل از ظهرتوسط مهرنوش | |

بهترين ترانه رو من از چشاي تو ميسازم

            تو قمار زندگيمون تو نباشي من ميبازم

اگه باشي در كنارم با تو من مالك دنيام

            بي خيال غربت و غم چشم به راه نور فردام

دوستت دارم دوستت دارم توي دنيا تو رو دارم

مثل آسمون كه تنها اميدش چندتا ستارس

            ديدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارس

هر سر انگشت تو يعني قصه خوب نوازش

            هر نگاه عاشق تو غزل آبي خواهش

جاده هاي مهربوني ميگذره از تو نگاهت

            روشنه شباي تارم با خيال روي ماهت ♥♥

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت9:41 بعد از ظهرتوسط مهرنوش | |

 سلام

  ممنون از همه دوستاني كه تو اين مدت تنهام نگذاشتند 

   من برگشتم    

اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم

اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم

 اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم

اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم

اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم

از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم

تو را نسيم ملايمی می کردم

از تو خدايی بزرگ می ساختم

 تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم....

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت10:7 بعد از ظهرتوسط مهرنوش | |

چقدر سخته كه عشقت روبروت باشه نتوني همصداش باشي

چقدر سخته كه يك دنيا بها باشي نتوني كه رها باشي

چقدر سخته كه باروني بشي هر شب نتوني آسمون باشي

چقدر سخته كه زندوني بموني بي در و ديوار نتوني همزبون باشي

چه بد بخته قناري كه بخونه اما روياش حس بيرونه

چه بدبخته گلي كه مونده تو گلدون غمش يك قطره بارونه

چقدر سخته كه چشمات رنگ غم باشه ولي ظاهر پر از خنده

چقدر سخته كه عشقت آسمون باشه ولي آسون بگن چنده ؟

چقدر سخته كلامت ساده پر پر شه نتوني ناجيش باشي

چقدر سخته كه رفتن راه آخر باشه نتوني راهيش باشي

چقدر سخته تو خونت عين مهمون شي بپوسي خسته ويرون شي

چقدر سخته دلت پر باشه ساكت شي ولي تو سينه داغون شي

چقدر سخته كه يك دنيا صدا باشي ولي از صحنه خوندن جدا باشي

چقدر سخته كه نزديك خدا باشي ولي غرق ادا باشي

 

+نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت11:37 بعد از ظهرتوسط مهرنوش | |

به لطف خدا و دعاي دوستاي عزيزم مادرم به سلامت به خونش برگشت

از همه دوستاني كه تو اين مدت تنهام نگذاشتن و كامنتاي پر محبتشون مرحم قلب تب دارم بود صميمانه تشكر ميكنم و اميدوارم به هر چي آرزوشونه برسن

+نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت11:33 بعد از ظهرتوسط مهرنوش | |